سه‌شنبه ۲۶ فروردین ۱۳۹۳ ه‍.ش.

139

سلام خوب
.
کلمات گاهی به همان سادگی که هستند و می‌آیند، به همان سادگی هم می‌روند؛ گم می‌شوند، شاید که چون گم می‌شوم، پیش پای رفتن‌شان. کلماتِ رفته، ردّ زخم می‌گذارند.

کلمات رفته، با باران بعدی برمی‌گردند؟ 
کی مرا می‌برند؟ 

کاریکاتور - کارتون / 169


Jakub Wiejacki - Poland

دوشنبه ۲۵ فروردین ۱۳۹۳ ه‍.ش.

138

سلام
.
«آیینه» را باید که از  دردسرسازترین اختراعات به حساب آورد، به اندازه دینامیت، با بیشتر حتی! بعد از آیینه بود که «خود» آدم‌ها توی قیافه حبس شد، گم شد، از یاد رفت، جابجا شد، نابود شد ...
بهانه حسادت هم شد؛ آن طور که آیینه اتاق تو، مرا حسود بارآورد؛ و این فقره البته که گوارای من است!
.
.

عکس سیاه و سفید - 169


چرچیل (نخست وزیر وقت انگلیس) روی یک صندلی شکسته در پناهگاه هیتلر می‌نشیند؛ بعد از فتح برلین توسط متفقین.

یکشنبه ۲۴ فروردین ۱۳۹۳ ه‍.ش.

137

سلام سرفراز
.
یک صحنه‌ای هست توی فیلم «درخت گلابی»، فصل تابستان‌اش، که محمود روی پله می‌نشیند و چشم می دوزد به کتانی‌های «میم»، بعد دست می‌برد و کتانی‌ها را بر می‌دارد و انگار راه‌شان می‌برد؛ با خوشی! ... خوب می‌فهمم‌اش.
.
هر که شد محرم دل در حرم یار بماند
وانکه این کار ندانست در انکار بماند
به تماشاگه  زلفش دل حافظ روزی
شد که بازآید و جاوید گرفتار بماند
.
.
قَدَمت رنجور هیچ راه مباد.

.

به آبروی خودمان بدهکاریم


تخریب و آلوده کردن آرامگاه زوجی آمریکایی که پیش از انقلاب در اصفهان به خاک سپرده شده‌اند، در کنار متهم کردن آمریکایی فوت شده‌ی دیگری که از دولت قبلی قول دفن در اصفهان گرفته، توسط عده‌ای که طبق معمول سرشان را پایین انداخته‌اند، آمده‌اند فضله ریخته‌اند و بعد راحت، راه‌شان را گرفته و رفته‌اند، اگر بخواهیم بدانیم، توهین به ایران و ایرانی است و باید هر طوری که می‌توانیم از آن اعلام انزجار کنیم. این اصلا ربطی به سابقه رفتار این شهروندان خارجی ندارد؛ اگر قرار بر ممانعت بود؛ دولت قبلی نباید قول مساعد می‌داد، اگر حتی جنازه آمریکایی‌هایی که 45 سال قبل به خاک سپرده شده‌اند هم، «ناگهان» خواب کاسب‌کاران دشمنی را هم برآشفته کرده، آلوده کردن آرامگاه‌شان کاری رذیلانه بود. دولت فعلی هم اگر مخالفت دارد، ممانعت راه قانونی دارد، اگر دو گور قدیمی هم خار چشم است که این نیز باید چاره بخردانه داشته باشد.
.
چه خوش‌مان بیاید و چه خوش‌مان نیاید، در این فقره ما به آبروی خودمان بدهکاریم. این که کسانی ایرانی جماعت را وحشی نشان دهند و او را به رفتاری شبیه رفتار فاشیست‌ها و نازی‌ها و صهیونیست‌ها و سلفی‌های تکفیری منتسب کنند؛ به همه ما ربط دارد.
.
چه باید بکنیم؟
.
عکس: تخریب مقبره مسلمانان توسط نئونازی‌ها
.
در فیسبوک (+)
در گوگل پلاس (+)

.

.

پنجشنبه ۲۱ فروردین ۱۳۹۳ ه‍.ش.

136

سلام 
.
توی خانه‌های چند هزار ساله‌ی بیرون کشیده شده از دل خاک در تپه هگمتانه، چهارچوبی بود؛ راهی از اتاقی به اتاقی لابد. خیال برده بودم به تصوّر آخرین عبور از آن در؛ آمدنی بوده یا رفتنی؟ خوشی بوده یا ناخوشی؟ رفته‌ها و آمده‌ها کی فراموش شدند؟ چطور؟ ... بعد فکر که می‌کنم؛ از هر جا که شروع کرده‌ام به داستان «پایانِ محتوم» رسیده‌ام؛ همیشه موزه رفتن و از قدیم دیدن و خواندن این طورم می‌کند؛ دلم سخت می‌گیرد از خیالِ غم‌فزای بی‌حاصلی و تلف شدن و بعد گم شدن زیر آوار زمان! ببخش؛ این‌ها تلخ است؛ تلخی این متلاطم سرگردان ِ آویخته از کلمات.
.
دعایم که هنوز یادت نرفته؟ من آسمان را برایت نگاه می‌کنم؛ تو  اصلا فقط باش. باشد؟
.

.

درس‌ خوبِ تکراری، اما دور ِ دور


خانم ماریا میلر، وزیر فرهنگ بریتانیا، ناگزیر از سمت خود کناره‌گیری کرد؛ به این علت که 5800 پوند بیشتر از پولی که دولت به عنوان کمک خرج به او داده بود، مصرف كرده. بعد نخست وزیر، آقای ساجد جاوید را به عنوان وزیر فرهنگ جدید معرفی کرده: یک مسلمان شیعه را.
.
این دو خبر در کنار هم را، بگذارید کنار خبرهای خودمان؛ کنار عادی شدن خبرهای فساد، رها ماندن مفسدین، کنار مثلا خشمگین شدن از ملاقات نوروزی وزیر فرهنگ‌ مملکت با رئیس جمهور سابق مملکت؛ کنار این همه چشم‌های تنگ روی سرهای سبک که آن بالاها نشسته‌اند.
.
.