دوشنبه ۱۱ خرداد ۱۳۹۴ ه‍.ش.

به همین سادگی، به همین هولناکی



مهم‌ترین مسئله ما چیست؟ مذاکرات هسته‌ای؟ تحریم؟ غنی‌سازی؟ داعش؟ همسایگان مخاصم؟ اسراییل؟ سوریه؟
بهترین حالت را تصور کنید؛ مذاکرات هسته‌ای به نتیجه رسیده، تحریم‌ها همه یکجا لغو شده، اورانیوم را دویست درصد غنی می‌کنیم، اسراییل و داعش و سعودی‌ها را یکجا یا نابود کرده یا دماغ‌شان را به خاک مالیده‌ایم، بشاراسد را هم نجات داده‌ایم و برگردانده‌ایم سر جای پنج سال قبل‌اش و شده‌ایم رهبر دنیا، لااقل رهبر جهان اسلام! در داخل کشور هم فقر و فساد و تبعیض منقرض شده ...
اما...
اما آب خوردن نداریم، منابع تجدیدناپذیر آب را هدر داده‌ایم؛ به همین سادگی، به همین هولناکی!
وزیر نیرو گفته عمق حفاری برای رسیدن به آب، به 400 متر رسیده.
ما ابرقدرت معنوی و مادی جهان هم بشویم و از هر انگشت‌مان ده فضیلت ببارد، تشنگی را به رقت‌انگیزترین وجه تجربه خواهیم کرد؛ به همین سادگی، به همین هولناکی. آب از کجا بیاوریم سفره‌های چند هزار ساله آب را که سی ساله خالی کردیم، پر کنیم دوباره؟ بگذریم که بی‌کفایتی و فساد و فقر و تبعیض دامنگیر و معضلات خودساخته و تحمیلی، مجال امیدواری را تنگ‌تر هم کرده است.
اخبار بحران آب را دنبال کنید، جدی بگیرید، و باور کنید که خیلی دیر شده است.
.
پ.ن: سرانه آب تجدیدپذیر در ایران نصف آسیا، یک نهم آمریکای شمالی و یک چهارم متوسط جهانی است.

آنهایی که «می‌پزند»شان


در مذاکرات هسته‌ای نه مذاکره‌کنندگان می‌توانند فراتر از خطوط قرمز پا بگذارند و نه دنیا (و آمریکا نیز) بی‌خبر از آنند که اردوکشی در خیابان‌های انحصاری کشوری چون ایران، فشار به طرف‌های مذاکره با ایران نیست؛ این یک دعوا و مانور با مصرف کاملا داخلی است؛ یادآوری و تذکر تسخیرناپذیری مولفه‌های قدرت در داخل کشور است. گیریم این دولت آمده تا از فشار تحریم‌ها کم کند با نرمش قهرمانانه؛ دیگر چه کار دارد به تعامل با همه دنیا؟ چکار دارد به سهم‌خواهی نیروهای نظامی از قوه مجریه؟ چکار دارد به فیلترینگ و پارازیت؟ چکار دارد به فضای سرب‌اندود دانشگاه‌ها؟ چرا باید از «انتخابات آزاد» حرف بزند؟ دولت نباید چوب در لانه بورسیه نورچشمی‌ها می‌کرد و ستاره‌دارها را به دانشگاه راه می‌داد، نباید یارانه روزنامه‌های دلواپس را می‌برید، نباید پیگیر کسب و کار کاسبان تحریم می‌بود! حضرات در برآورد قدرت اثر تحریم‌ها‌ دچار خطای فاحش شدند (به یاد بیاورید که همین سه سال قبل مثلا سردار نقدی گفته بود بایید در نمازهایمان دعا کنیم، تحریم‌ها عمیق‌تر شود)، از این دولت توقع دارند خطای‌شان را با فروپاشاندن سازمان تحریم‌ها جبران کند؛ همین! از این بالاتر نرود به خصوص در سال منتهی به انتخابات! این‌ها را اگر «خودجوش‌های باغیرت» نمی‌دانند، یا نگذاشته‌اند که بدانند، آنهایی که «می‌پزند»شان خوب می‌دانند!
مخالف و منتقد روند مذاکرات باید که اعلام نظر و پیشنهاد کند، ولی از طرف خودش! فاصله سیزده میلیونی رای روحانی و جلیلی (به عنوان نماد مذاکرات مضمحل شده شش ساله با شعار مقابله با استکبار)، با تجمعات خیابانی پر شدنی نیست. اگر این طور نیست، خودجوش های باغیرت بیایند پیشنهاد بدهند، نظر «آیت‌الله جنتی»شان در مورد کم کردن از وعده‌های غذایی مردم، به رفراندم گذاشته شود که معلوم شود، مردم تا چه حد نگران معیشت هستند! حاضرند؟ این فاصله اگر پر شدنی بود و باشد؛ چرا این همه زحمت برای انتخابات آن هم انتخاباتی که داورش، گاه عضو تیم مقابل است؟
.
.


چهارشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۴ ه‍.ش.

فساد خوب - فساد بد


نوع مواجهه با میرحسین – خاتمی در مقایسه با مواجهه با احمدی‌نژاد، پیام روشنی دارد؛ زحمتی که برای افساد سیاسی مترتب است به مراتب بیشتر از بند و بست و محدودیت‌هایی است که می‌تواند برای افساد اقتصادی در نظر گرفته شده باشد؛ حتی اگر فساد اقتصادی، نظام نیم‌بند اقتصادی کشور را مضمحل و سرمایه عمومی را ویران ساخته باشد! چه بسا اگر احمدی‌نژاد لاابالی‌گری‌های سیاسی دو سال آخر را مرتکب نمی‌شد، خرده زحمت‌هایی را هم که برایش پیش آوردند، پیش نمی‌آوردند! چنین رویه‌ای می‌تواند تعبیر به این شود که چنانچه مرتکب فساد اقتصادی می‌شوید، اگر که ملاحظات سیاسی را رعایت کنید، مشمول تخفیف و حتی بخشش می‌شوید! در چنین حالی، مبارزه با مفاسد اقتصادی، در خوان قرابت سیاسی، از محتوا تهی می‌شود؛ فساد ریشه‌کن نمی‌شود. 
رسیدگی به تخلفات و فساد اقتصادی دولت احمدی‌نژاد در دادگاه، این گمان را باطل خواهد کرد البته.
.
پ.ن: علیه رییس دانشگاه امیرکبیر (معتمدی) پرونده‌ای 18 ساله را بالا آورده‌اند؛ دقیقا بعد از میزبانی از رفسنجانی در این دانشگاه! وجود ملاحظات سیاسی در مواجهه با فساد مالی و اقتصادی، بینات دیگری هم لازم دارد؟  بنای عدالت، مگر از چه ملاتی است که فرونپاشد؟
.

.

جمعه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۴ ه‍.ش.

خاورمیانه لعنتی




یمن، صنعا، 11 اردیبهشت 94
.


کودک زنده است، این را از رد درد توی چهره‌اش می‌شود فهمید. دستهای کوچک خاک گرفته‌اش را می‌بینید؟ بزرگتری او را از زیر آوار بمباران هواپیماهای سعودی بیرون می‌کشد؛ و انگار بی‌هیچ ملاطفتی، بی‌هیچ آرامشی؛ کسی چه می‌داند شاید از آن دست دیگر مرد، جنازه‌ای آویزان است.
خاورمیانه لعنتی با رهبران لعنتی‌اش ...


در پلاس (+)



پنجشنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۴ ه‍.ش.

خون تو رنگ نداشت




چرا عکس کودکان سوری چاپ نشد و نخواهد شد؟ چون دژخیم کودک‌کش شام، رفیق ماست؟! رفاقت با ظالم، اقتضائات دارد؟!
این عکس رقت‌انگیز از کودک مظلوم یمنی است در صفحه اول یک روزنامه در تهران. خون کودک یمنی رنگین‌تر می‌نُماید؛ به لطف سیاست و به کرامت بده بستان‌های سیاسی.
برای سیاستمداران و شیفتگان قدرت، خون کودک یمنی و خون کودک سوری و خون کودک افغانی و عراقی و فلسطینی یکی است؛ اما اگر بشود از خونی برای دراز کردن رقیب در بازی دشمنی استفاده کرد، آن‌وقت خونِ یکی را می‌شود رنگی‌تر نشان داد؛ توجیهش را می‌شود جور کرد به‌هرحال؛ امثال وطن امروز و امثال العربیه برای چنین کارهایی از جهنم آمده‌اند.
ما کجا باید با دیگران متفاوت می‌بودیم که نشدیم، که نیستیم؟

.
.
در پلاس (+)