شنبه ۱۱ بهمن ۱۳۹۳ ه‍.ش.

آنچه مهم است



دو روز قبل از این‌که آیت‌الله احمد جنتی مرگ پادشاه عربستان را تبریک بگوید، آیت‌الله عبدالله جوادی آملی گفته بود: «ابراز شادی در مرگ افراد، چه ضرورتی دارد؟ این رفتار نه واجب است و نه مستحب. برای چه باید عواطف یک عده را جریحه‌دار کرد؟ علی‌الخصوص که حجاج ما برای انجام فریضه حج باید به این کشور سفر کنند.»
می‌شد به آزادی بیان استناد کرد و برای شرّی که خوشحالی بابت مرگ رهبر یک کشور مسلمان می‌تواند دامن «امت اسلامی» و منافع مردم ایران را بگیرد، توجیهی دست‌وپا کرد؛ مثلاً گفت هرکدام از این دو آیت‌الله در کشوری هستند که می‌توانند نظری کاملاً متفاوت داشته باشند اما آنچه مهم است و احتمالاً (مثلاً در عربستان) به آن توجه می‌کنند، و لابد بابت آن دست‌مریزادی تقدیم منافع نظام مقدس جمهوری اسلامی نخواهند کرد (اگر منافع در افزایش تنش و نزاع نباشد)، محل انتساب این دو آیت‌الله است؛ این‌که یکی مقرب دستگاه سیاسی حاکم و امام سیاسی‌ترین نماز جمعه کشور در پایتخت است و دیگری به‌قدر امامت جمعه قم هم، تحمل نشد، یکی تعیین می‌کند که چه کسی صلاحیت حضور در مجلس خبرگان رهبری و قوه مجریه و مقننه را دارد و دیگری سال‌هاست حتی عطای عضویت در مجلس خبرگان را به لقایش بخشیده. این یعنی اگر کلام آیت‌الله جوادی آملی را یکسره می‌شود به‌پای خودش نوشت، کلام آیت‌الله جنتی را نمی‌شود و نمی‌توان؛ همان‌طور که ما کلام فلان کشیش و فرماندار فلان ایالت آمریکا را به‌پای همه نظام سلطه و استکبار و صهیونیسم بین‌الملل ـ الی‌الابد ـ می‌نویسم.

چهارشنبه ۸ بهمن ۱۳۹۳ ه‍.ش.

فیل بعدی



اصل محاکمه و محکومیت محمدرضا رحیمی که نه، امّا رخدادهای بعد از آن (شامل نامه‌نگاری‌های احمدی‌نژاد و محمدرضا رحیمی و محتوای آنان، برائت مذبوحانه اصولگرایان از رحیمی و امتناع مجلس از اعلام اسامی 170 نماینده وامدار رحیمی) به تلخی موید آن است که این محاکمه و محکومیت، ظاهرا قرار نیست به ریشه‌کنی فساد کمک کند و به شفافیت منجر شود؛ نهایتا بسته‌بندی فساد را جلا خواهد داد تا برنامه بعدی و هوا کردن فیل بعدی.