شنبه ۲۹ شهریور ۱۳۹۳ ه‍.ش.

74 نفر تا 450 هزار نفر




(اسفند ماه سال گذشته) وزیر نفت: «برای داشتن یک سازمان درجه یک نیازمند نیروهای درجه یک هم هستیم ... نمی‌شود با معدل هایی مثل 12 یک صنعت عظیم را اداره کرد.»
.
(دیروز) آیت‌الله جنتی: «رهبری فرمودند به اسم اعتدال نیروهای مومن را کنار نزنید. پس چرا در وزارتخانه‌ای ۷۴ مهندس را با سطح بالای علمی به اسم بی‌سواد بیرون می‌کنند که در نهایت، این مهندسین جدول ارائه کردند که سوابق تحصیلی ما این است و ما رتبه بالای علمی داریم چه کسی باید به این رفتارها اعتراض کندپ؟ دارند اینگونه بچه‌های انقلابی را حذف می‌کنند. اینها بروند، مشخص است که کسانی می‌آیند که فتنه دوست‌اند و یار فتنه‌گران … مقام معظم رهبری فرمودند نمایندگان به تعهدشان عمل کنند. تریبون مجلس باید جلوی این کار را بگیرد. در وزارت علوم هم دارند این بچه‌ها را حذف می‌کنند و اگر این‌ها بروند فتنه‌گران و یاران فتنه می‌آیند و مسلط می‌شوند.»
.
(امروز) تیتر اول روزنامه "وطن امروز": «زنگنه بی سوادها را برکنار کرد؟»
.
بحث بر سر این که کدام سو، دروغ یا راست می‌گوید نیست؛ بحث بر سر مواجهه با اخراج‌هایی است که صورت گرفته (و فرض می‌کنیم افرادی اخراج شده‌اند). بررسی مواجهه با این جنجال را با طرح چند سئوال پیش ببریم:
.
اول) آیا دبیر شورای نگهبان قبل از جنجال‌‌آفرینی علنی در نماز جمعه پایتخت، از وزارت نفت و علوم نیز استعلام کرده یا اینکه اظهارات «نیروهای مومن» کافیست؟
.
دوم) آیت‌‌الله جنتی که برای اخراج 74 نیروی مومن و باسواد دلشوره دارد، برای استخدام غیرقانونی 450 هزار نفر در دوره رفیق احمدی‌‌نژاد که تبعات روانی و مالی سنگینی برای دولت داشته و خواهد داشت، دقیقا کی و کجا «آخ» گفته است؟
.
سوم) با چه جرأت و اعتماد به نفسی کسانی که جای این 74 خواهند آمد، "فتنه دوست" و "یار فتنه‌گران" خوانده شده‌اند؟
.
چهارم) غیر از مملکت چه چیز دیگری باید ویران می‌شد تا امثال آیت‌الله جنتی پی ببرند که به عنوان تایید کننده صلاحیت احمدی‌نژاد برای ریاست جمهوری، مدیون همه جمعیت کشور هستند و نه فقط نیروهای به اصطلاح مومن؟
.
پنجم) امثال آیت‌الله جنتی چرا نگران اظهارت و اتهامات بی‌محابایی که وارد می‌کنند، نیستند؟ آیا به این دلیل که مثلا از شکایت تاج‌زاده از آیت‌الله جنتی پانزده سال گذشته و خبری نشده؟ ...

جمعه ۲۸ شهریور ۱۳۹۳ ه‍.ش.

کمتر ناراحت باشند




با وجود اشتیاق جریان وطنی مشتاق «خیط» و «ضایع» شدن دولت بریتانیا، اکثریت مردم اسکاتلند به جدایی سرزمین‌شان از بریتانیا رأی نداده‌اند. بعضی در این باره تحلیل‌‌های جالب توجهی هم کرده بودند؛ از جمله یادداشت نویس روزنامه "وطن امروز" نوشته بود: «این اتفاق به معنی شکل‌گیری گسل فروپاشی یک امپراتوری غربی همانند ایالات متحده است اما حتی اگر کار به آنجا هم نرسد، نفس همه‌پرسی استقلال به معنای بی‌اعتبار شدن مفهوم امپراتوری در غرب است.»
.
همین روزنامه تیتر اول روز گذشته خود را «شجاع دل؟» انتخاب کرده بود. «شجاع دل» نام فیلمی سینمایی است درباره مبارزه «ویلیام والاس»، یک اسکاتلندی استقلال طلب که علیه امپراتوری بریتانیا در قرن سیزدهم میلادی مبارزه کرد و در نهایت با دسیسه‌ای دستگیر و کشته شد. همزمان با رفراندم استقلال در اسکاتلند، سیمای جمهوری اسلامی نیز این فیلم را پخش کرده؛ اما حتما جالب است بدانید در نسخه سانسوری و پخش شده این فیلم در سیمای جمهوری اسلامی، کلیدی‌ترین دیالوگ فیلم حذف شده است. این را کسانی که نسخه اصلی فیلم را دیده‌اند خیلی زود متوجه می‌شوند: «در سکانس‌های پایانی فیلم که شاه مکار و ظالم بریتانیا در بستر مرگ است، همسر ولیعهد که دوره‌ای نماینده مذاکره با استقلال‌طلبان اسکاتلند بوده و در همین اثنا دلداده رهبر استقلال طلبان هم شده، به او نزدیک می شود و در حالی که اعلیحضرت، ناتوان از سخن گفتن است، به او خبر می‌دهد که فرزندی که در شکم دارد از ویلیام والاس است!»
.
Before you die, listen to this – your blood dies with you. A child who has the blood of William Wallace is growing inside me …
چشمان از حدقه در آمده شاه محتضر، طبیعتا خیلی دیدنی است.
.
.
شاید اگر امثال «وطن امروز» نسخه کامل «شجاع دل» را ببینند، اینک کمتر ناراحت باشند!
.
.

 


.

او نود درصد اعتقاد داشت



اتهام دوری گزینی از مبارزه با نظام شاهنشاهی ظاهرا همچنان آیت‌الله مصباح و هوادارانش را آزار می‌دهد. پیشتر بارها از جمله عنوان شده که «چرا در میان صدها اعلامیه‌ای که از سال 50 تا 57 امضا شده، یک اعلامیه با امضای جناب آقای مصباح دیده نمی‌شود؟»(+) اما این بار پایگاه اطلاع‌رسانی آیت‌الله، در واکنش به این اتهامات متنی منتشر کرده و در آن به نقل از وی نوشته: «کمک‌هاي آقاي هاشمي به منافقين را نيز نبايد فراموش کرد. چه پول‌هايي که به آن‌ها داد.»
.
ماجرای اخیر چگونه آغاز شده؟
.
روزنامه شرق در شماره دیروز خود در این باره نوشته:
.
«نقل خاطره آیت‌الله هاشمی از دوران مبارزه با رژیم شاه، اگرچه بدون اشاره به‌نام فردی خاص منتشر شد، اما ضمیر، مرجع خود را یافت و روز گذشته، دفتر آیت‌الله مصباح‌یزدی با انتشار بخش‌های منتشرنشده‌ای از سخنان این روحانی سرشناس قم، هم ماجرای دیدار مورداشاره هاشمی را به روایت مصباح منتشر کرد و هم بار دیگر ماجرای اسلامگرایان چپگرا و انقلابی دهه‌های 40 و 50 ایران را به صدر اخبار آورد. ماجرا از آنجا آغاز شد که سایت آیت‌الله هاشمی، سه‌شنبه، حاشیه‌های دیدار رییس مجمع‌تشخیص‌مصلحت‌نظام و خانواده شهید قدوسی را منتشر کرد؛ دیداری که در آن، هاشمی با نقل خاطره‌ای از سال48 گفته بود: «دونفری – به‌ اتفاق آقای خامنه‌ای- صبحانه رفتیم منزل آقای قدوسی. این آقا هم آنجا بود. نشستیم تا ظهر با او بحث کردیم تا قانعش کنیم برای ادامه مبارزه. آخرش هم گفت من مبارزه با شاه را حرام می‌دانم! آقای خامنه‌ای از او پرسیدند: دلیلت چیه؟ آن آقا در جواب گفته بود: مبارزه‌ای که مجاهدین و چپی‌ها در آن باشند، حرام است! آقای خامنه‌ای هم به تلخی به او گفته بود: اگر اهل مبارزه نیستی، خب مبارزه نکن ولی لااقل مبارزه را با این حرف‌ها خراب نکن! ... از کم‌فروشی این آقا، کار به‌جایی رسید که رهبری 10 سال - تا ابتدای انقلاب - با او قهر بودند.» ... بیان این جملات کافی بود تا روز گذشته (چهارشنبه)، سایت دفتر آیت‌الله مصباح، بخش‌های منتشرنشده‌ای از صحبت‌های مصباح با مرحوم عسگراولادی را منتشر کند؛ سخنانی که به نوشته دفتر مصباح، یازدهم آبان‌ماه سال90 و در جریان ملاقات عسگراولادی با او بیان شده و در میان این صحبت‌ها، مصباح با اشاره به مبارزات پیش از انقلاب گفته: «پیش از پیروزی انقلاب، مقام‌معظم‌رهبری و آقای هاشمی‌رفسنجانی توسط آقای قدوسی وقتی تعیین کردند که برای صبحانه به منزل ما تشریف می‌آورند. در آن جلسه صبحانه غیر از این دو بزرگوار، شخص دیگری نبود. آقای هاشمی عنان سخن را به دست گرفتند و از اینجا شروع کردند که ما سال‌ها با هم همکاری‌های فرهنگی و سیاسی داشتیم، اما مدتی است که تو کنار کشیدی و با ما نیستی ... ما باید با تمام گروه‌هایی که ضد امپریالیسم هستند از مارکسیست‌ها، مجاهدین، طرفداران شریعتی تا طرفداران صالحی نجف‌آبادی و دیگران اتحاد داشته باشیم و مخالفت را کنار بگذاریم و فقط با امپریالیسم مبارزه کنیم! گفتم: مطرح‌کردن صالحی که دیگر معنا ندارد، ولی از من چه می‌خواهید و پیشنهادتان چیست؟ گفتند: بیا و با مجاهدین همکاری کن! گفتند: نماز شبشان ترک نمی‌شود، ماهانه 12 هزارتومان حقوق می‌گیرند و از این مقدار فقط 500 تومانش را مصرف و بقیه‌اش را صرف مبارزه می‌کنند، چنینند و چنانند. گفتم: همه اینها را که فرمودید درست است، اما برای شما حجت است و برای من حجت نیست. من تا کسی را نشناسم که برای اسلام کار می‌کند، با او همکاری نمی‌کنم. از اول تا آخر این گفت‌وگو مقام‌معظم‌رهبری هم نشسته بودند و هیچ نمی‌گفتند و فقط صحبت‌های آقای هاشمی بود و جواب‌های بنده. پس از این گفت‌وگو آقای هاشمی با ناراحتی منزل ما را ترک کردند و رفتند.» اما در ادامه این روایت از قول مصباح روی مساله کمک هاشمی به سازمانی که در بدو تاسیس و تا قبل از تغییر ایدئولوژی، با عنوان «مجاهدین خلق» شناخته می‌شد تاکید شده و آمده: «کمک‌های آقای هاشمی به منافقین را نیز نباید فراموش کرد. چه پول‌هایی که به آنها داد. در حال حاضر هم نمی‌گویم که آنها کار بدی کردند. شاید وظیفه‌شان در آن شرایط همان بود، اما من چون حجتی نداشتم، مشارکت نکردم.»
.
یک بی‌اخلاقی 
.
استفاده از لفظ «منافقین» کنار نام «هاشمی»، خباثت و بی‌اخلاقی واضحی بود. همه قرائن نشان می‌دهد پشتیبانی امثال رفسنجانی از سازمان مجاهدین خلق به پیش از سال 54 و تغییر ایدئولوژی و چپ‌گرایی این سازمان بر می‌گردد. این رفتار حتی با واکنش منفی سایت اصولگرای «الف» هم مواجه شده. این وبسایت از جمله در این باره نوشته: «با توجه به دستگیری آقای هاشمی رفسنجانی در سال ۱۳۵۲ معلوم است که آن ملاقات مربوط به همان اوایل ماجراست و ایشان پس از رسوایی نفاق، در زندان علیه آنان موضع داشت. این نحوه خاطره گویی که به سوء برداشت نسبت به وضع حال بزرگان نهضت منجر میشود مفید به حال انقلاب و اسلام نیست.»
.
دیگر شبهات روایت مصباح
.
«الف» شبهاتی بر روایت آیت الله مصباح از این دیدار وارد کرده که از جمله شاید مهم‌ترین آن این باشد:
.
«آیا شهید قدوسی که وقت ملاقات را ترتیب دادند و مقام رهبری که همراه آقای هاشمی بودند، از محتوای صحبت های آقای هاشمی اطلاع داشته اند یا خیر. علی‌القاعده باید از کلیات صحبت‌های آقای هاشمی اطلاع می‌داشتند در غیر اینصورت از آقای هاشمی می‌خواستند که به تنهائی به ملاقات آقای مصباح بروند. لذا بطور طبیعی می‌باید این دو بزرگوار نیز موافق مواضع آقای هاشمی بوده و یا حداقل مخالف نبوده باشند. این نکته را می‌توان از طریق دیگر نیز متوجه شد و آن سکوت حضرت آیت‌الله خامنه ای در طول این ملاقات است. علی‌القاعده اگر مقام رهبری با صحبت های آقای هاشمی (به این گونه ای که آقای مصباح نقل کردند) مخالفت داشتند، در طول ملاقات آنرا بیان می کردند نه اینکه با سکوت خود آنرا تائید ضمنی نمایند. آقای مصباح فرمودند که آقای هاشمی همکاری با مارکیست ها را هم جایز می‌دانستند! حضرت امام، آقای هاشمی را خیلی خوب می‌شناختند. اگر سابقه هاشمی این بود، آن همه حمایت امام از ایشان و حمایت رهبری چرا وجود داشته است؟»
.
سئوال از هواخواهان آیت‌الله
.
طی روزهای اخیر، برخی هواخوان آیت‌الله مصباح یزدی با استناد به روایت وی از دیدار پیش گفته، بر «تیزهوشی» وی در شناخت پیش از موعد سازمان مجاهدین خلق در چهل سال قبل تاکید کرده‌اند؛ تاکیدی که در مورد شناخت پیش از موعد احمدی‌نژاد در همین نه سال قبل، امکان توسل به آن وجود ندارد! شاید ضروری باشد هواخواهان آیت‌الله در مورد تیزهوشی‌های اخیر وی نیز مستنداتی تدارک ببینند. شاید بخواهند از یادها ببرند که وقتی «احمدی‌نژاد واقعی» در کمتر از چهار سال خود را نشان داد، به ناچار «آیت‌الله‌شان» گفت: «بیش از 90 درصد معتقدم احمدی‌نژاد سحر شده است.»(+)
.
.
پ.ن: قبلا درباره آیت‌الله مصباح اینجا نوشته بودم: «آیت‌الله مصباح را کجا نشاندند و الان کجاست؟»
.
.

سه‌شنبه ۲۵ شهریور ۱۳۹۳ ه‍.ش.

174

کسی را سراغ داشتم که دردهایش را دوست داشت، دردها دوست‌اش بودند و از «دوست»، به یادگار دردی داشت و همه دردها را سپرده بود به لحظات طولانی سکوت، و به کاغذهایی که خود می‌نوشت و خود نیز نمی‌خواند و مغرور به این بود که دردهایش را نمی‌فروشد و وقتی رفت، هیچ کس از گنجینه توی دلش خبر نداشت؛ جز «دوست» ... و انگار خوب شناخته بود مرز بین دردی که پَرِ پرواز می‌دهد و دردی که بهانه مضمحل شدن، می‌شود ...
.
خوبی‌ات برقرار، خوشی‌ات مستدام ای «دوست». من چقدر حالم خوب می‌شود از صدا زدن‌ات ...
.
.